تبلیغات
بزرگترین آرشیو پروژه های طراحی معماری،طراحی،شیت بندی،ماکت - معماری داخلی در هنر سنتی ایران
تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391 | 02:59 ق.ظ | نویسنده : طراحان برتر


معماری داخلی در هنر سنتی ایران

هنر معماری در گذشته کمابیش مانند برخی از دیگر هنرها و حرفه ها به صورتی جامع شامل طراحی فضاهای بیرونی و ترکیب حجمی، و همچنین طراحی فضاهای داخلی می شد و فعالیت معماری از هنر معماری چندان متمایز نبود و افراد به صورت عملی آموزش می دیدند و تجربه کسب می کردند تا زمانی که به صورت عملی در طراحی انواع فضاها به مراتب بالای حرفه ای دست می یافتند. البته با وجود آنکه تخصص معماری به صورتی بارز به رشته های تخصصی و متمایز تقسیم نشده بود، اما آشکار است که عده ای از معماران در بعضی از زمینه های خاص مانند طراحی و ساخت مقرنس مهارت پیدا می کردند و بیشتر در آن زمینه ها فعالیت می کردند... (بقیه در ادامه مطلب)


1. جایگاه معماری داخلی در طراحی فضا

تنوع محیط ها و شرایط اقلیمی و جغرافیایی مناطق گوناگون ایران منجر به شکل گیری مفاهیم و ایده های متعددی، متناسب با شرایط محیطی و نوع کارکرد بنا شد. دو مفهوم (کانسپت) برونگرایی و درونگرایی از این جمله به شمار می آیند. (1) چگونگی طراحی داخلی و جایگاه آن در نظام فضای معماری در هریک از دو نوع معماری فوق با انواع دیگر مفاهیم معماری ایرانی متفاوت بوده است. در فضاهای درونگرا که در نواحی مرکزی کویری و قسمت هایی از آذربایجان می توان نمونه های آن را یافت، معماری داخلی اهمیت بسیار فراوانی داشته است؛ زیرا ترکیب های حجمی خارجی و بیرون بیشتر انواع این گونه از بناها به ویژه در بافت های فشرده و پیوسته شهری فاقد طراحی معمارانه بود، در حالی که ترکیب حجمی و نماهای داخلی آنها غالباً طراحی شده و بسیار مزین بود.
شاید بتان معماری داخلی اینگونه از بناها را به دو گونه طبقه بندی کرد: نخست گونه ای از معماری داخلی که طراحی حیاط مرکزی و فضاهای پیرامون آن را در بر می گیرد و سپس معماری داخلی درون فضاهای پیرامون حیاط را که به مفهوم معماری داخلی در دوره معاصر نزدیک است. سادگی نماهای بیرونی این نوع از فضاها که هم به دلیل فشردگی و پیوستگی بافت شهری بود و هم در بیشتر موارد دلایل اجتماعی و فرهنگی داشت، موجب می شد که معماری داخلی آنها اهمیت بسیار فراوانی داشته باشد، به ویژه آنکه کمابیش همه اوقات زندگی زنان و کودکان- به جز هنگام خرید، مهمانی رفتن، زیارت و حمام رفتن- در داخل خانه سپری می شد.
اهمیت معماری داخلی در بناهای درونگرا به سبب بافت کالبدی شهرها و ساختار اجتماعی و فرهنگی موجود در آنها بسیار بیشتر از جایگاه معماری داخلی در بناها برونگرا به خصوص ساختمان های برونگرای واقع در حاشیه دریای خزر بود؛ زیرا مردم ساکن در حاشیه دریای خزر نسبت به کسانی که در نواحی مرکزی و کویری کشور زندگی می کردند، زمان بسیار بیشتری را در خارج از فضای داخلی خانه زندگی می کردند و بخش قابل توجهی از زمان خود را در فضای باز بیرونی صرف می کردند و از سوی دیگر مصالح قابل توجهی از زمان خود را در فضای باز بیرونی صرف می کردند و از سوی دیگر مصالح مورد استفاده در بناهای واقع در حاشیه دریای خزر و مقدار رطوبت موجود در هوای آنجا و کم دوامی واحدهای مسکونی در آنجا نسبت به نواحی مرکزی و کویری موجب کم اهمیت شدن طراحی فضاهای داخلی و تزیینات معماری در حالت عمومی می شد. (2)

2. پیشینه معماری داخلی در ایران

اسناد موجود درباره پیشینه معماری داخلی در ایران باستان هنوز به اندازه ای نیست که به صورتی روشن بتوان خصوصیات آن را مورد بررسی قرار داد؛ اما به هر صورت از مدارک باقی مانده به اهمیت طراحی داخلی فضاهای معماری می توان پی برد. در شاهنامه فردوسی به وجود نگاره هایی از چهره های انسانی در فضای داخلی برخی کاخ های دوران باستان اشاره شده (3) که با توجه به اشاره تاریخ بیهقی به کاربرد تصاویر انسانی در بعضی از کاخ های غزنوی و همچنین نگاره های باقی مانده از کاخ های صفوی، می توان آن را درست دانست به خصوص آنکه چند نگاره موزاییک کاری شده از دوره باستان برجای مانده است.
ظرافت لوح سر ستون ها، پاستون و بدنه ستون های تخت جمشید و شماری از نگاره های باقی مانده در گاه های چندکاخ و همچنین نمای برخی از مقابر صخره ای هخامنشی که به نظر می رسد در طراحی آنها از نمای کاخ های سکونت گاهی و تشریفاتی – حکومتی نیز استفاده شده، حاکی از اهمیت معماری داخلی در این مجموعه است.
یکی از شاهکارهای معماری باقی انده در عرصه طراحی داخلی، کاخ سروستان در فارس است که برای طراحی فضاهای داخلی آن ابداع بسیار کم نظیری صورت گرفته است و آن استفاده از ردیف زوج ستون هایی در دو سوی برخی از فضاهای داخلی است که در شکل دهی به فضای داخلی و عمق بخشیدن به سطوح نقش ویژه ای داشته است و از برخی جنبه ها می توان آنگونه ای از مداخله در سطح بسیار بالا برای طراحی داخلی یک فضا به شمار آورد. در بیشاپور نیز آثاری از برخی فضاها و سطوح داخلی کاخ ها باقی مانده که حاکی از اهمیت طراحی فضای داخلی آنهاست.
در کاخ سروستان افزون بر کاربرد عناصر مهمی مانند ستون تزیینی در فضای داخلی، از اصل بر هم زدن تقارن نیز برای ایجاد فضاهای داخلی متنوع استفاده شده است و فضاهای داخلی واقع در دو سمت محور اصلی به صورتی غیرمتقارن طراحی شده اند، در حالی که در بیشتر بناهای کهن مانند کاخ اردشیر از تقارن استفاده می شد.
در کاخ چهلستون در قزوین متعلق به دوره صفویه نیز از اصل عدم تقارن برای ایجاد اتاق هایی متنوع استفاده شده است. عمارت عالی قاپو و چهلستون در اصفهان و چینی خانه اردبیل از جمله ساختمان هایی هستند که هنوز بخش عمده ای از طراحی داخلی فضاهای آنا باقی مانده و نمایانگر اهمیت معماری داخلی در معماری سنتی ایران است. (4)
کاربرد آیینه کاری برای تزیین فضاهای داخلی چه به صورت تزیینی برای تالارها و اتاق های پذیرایی و چه با هدف مفهومی برای ایجاد سبکی و معنویت در فضاهای آیینی یکی دیگر از جلوه های اهمیت طراحی فضاهای داخلی در معماری ایرانی به شمار می آید.

3. معماری داخلی به روایت نگاره های ایرانی

هنگامی که فضاهای داخلی باقی مانده در آثار تاریخی مورد توجه و بررسی قرار می گیرند، صرف نظر از احتمال دگرگونی های ممکن در آنها می توان تا حدی به چگونگی طراحی فضاهای داخلی در انواع بناهای تاریخی پی برد، اما نکته مهم این است که مبلمان و اثاثیه مورد استفاده و همچنین الگوهای رفتاری درون این فضاها اکنون وجود ندارد و به سختی می توان ارتباط معماری داخلی با الگوههای رفتاری را مورد توجه و بررسی قرار داد. مینیاتورها یا نگاره های ایرانی را می توان تنها اسناد مصوری دانست که در این زمینه اطلاعات بسیار ارزشمندی را در اختیار قرار می دهند؛ زیرا با وجودآنکه فضا و عناصر آن در بسیاری از نگاره های ایرانی به شکل آینه وار منعکس نشده اند، بلکه متناسب با موضوع و اهمیت نگاره به قسمت هایی از فضا به صورت منفرد یا در ترکیب با فضاهایی دیگر و همچنین در مواردی به فضاهایی انتزاعی اشاره شده است، اما به هر صورت کمابیش به عناصر و الگوهایی که وجود داشته، اشاره شده است.
شیوه نگارگری ایرانی که به صورت دو بعدی از دوره تیموری به بعد قسمت هایی از فضا یا عناصری از محیط به شکل سه بعدی ترسیم می شد، موجب شده است که برخی از بخش ها و عناصر فضا بهتر نشان داده شود و برخی از قسمت های آن کمتر مورد توجه قرار گیرد.
چنان که می توان مشاهده کر که کمتر سقف فضاهای معماری در نگاره ها ترسیم شده باشد، اما کف و دیوارها و عناصر روی آنها غالباً به خوبی نشان داده شده است.
ساختار فضای داخلی و چارچوب اصلی طراحی آن در وهله نخست از سازه و عناصر باربر آن پیروی می کرد. برای نمونه می توان به ساختار یک اتاق اشاره کرد که تعدادی جرز در دو سوی اتاق در زیر قسمت هایی از تاق که نقش شبیه به یک تیر داشتند، قرار داشت که بین آنها دیواری جدا کننده ساخته می شد که در قسمت هایی که کم عمق بود، در یک یا دو سطح روی هم طاقچه هایی برای قرار دادن برخی از اشیا تعبیه می کردند.
سازماندهی سازه ای اتاق را به این ترتیب نیز می توان بیان کرد که غالباً دو دیوار عمود بر حیاط نقش باربر داشتند و برای سبک کردن آنها، در فواصلی معین که بار کمتری وارد می شد، فضای تاقچه هایی را در آنها در می آورند که هم دیوار سبک شده باشد و هم از فضای خالی آن استفاده کرده باشند. پنجره ها در سطح مجاور و موازی حیاط قرار داده می شد که متناسب با چگونگی و نوع اتاق یا تالار، وسعت و اهمیت آن، از در – پنجره یا پنجره ارسی استفاده می کردند.
از اره یا پایین دیوار ایوانها و برخی دیگر از فضاها را با کاشی می پوشاندند تا در برابر ساییدگی مقاومت بیشتری داشته باشد. براساس اسناد موجود از دوره تیموریان به بعد به خصوص در دوره صفویه از نقاشی دیواری نیز برای تزیین فضای داخلی استفاده می کردند. برای پوشاندن سطح دیوارهای برخی از ایوانها از کاشی و آجر بهره می بردند.
کف اتاقهای ساده را با آجر می پوشاندند؛ اما برای پوشاندن کف تالارها و ایوان ها کاشی استفاده می کردند. در روی کف اتاق یا تالار به طور معمول فرش می انداختند و روی آن می نشستند. افراد عالی مقام غالباً در روی زیراندازی که در روی فرش می انداختند می نشستند و به مخده تکیه می دادند. معمولاً پادشاهان، حکام، و افراد عالی مقام در هنگام برگزاری مراسم تشریفاتی روی یک تخت طراحی شده که محل جلوس آنان بود، می نشستند و سایر افراد بر روی زمین مستقر می شدند. در چند نگاره مشاهده شده که اگر یک یا دو مهمان عالی مقام نیز در یک مجلس حضور داشتند، در مواردی برای آنان از نوعی صندلی چهارپایه مانند استفاده می شد.

پی نوشت ها :

1. سلطان زاده، حسین، تخت جمشید، چاپ پنجم، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، 1386، ص 104.
2. سلطان زاده، حسین. “از خانه تا آپارتمان” فصلنامه معماری و فرهنگ، ش 23، 1384، ص 148.
3. سلطان زاده، حسین. معماری و شهرسازی به روایت شاهنامه فردوسی، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی، 1377، ص 50.
4. عبدی بیگ شیرازی، روضه الصفات، مقدمه از ابوالفضل هاشم اوغلی رحیموف، مسکو: انتشارات دانش، 1974.ص37
5. سلطان زاده، حسین، پنجره های قدیمی تهران، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، 1375، ص21.
 

منبع: یزدان پرست، حمید؛ (1388) نامه ایران: مجموعه مقاله ها، سروده ها و مطالب ایران شناسی، تهران، اطلاعات، چاپ نخست.


با سپاس ...
طراحان برتر
cadonline




طبقه بندی: مقالات معماری،
برچسب ها: معماری داخلی در هنر سنتی ایران، معماری داخلی، هنر سنتی ایران،

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات